در اینجا چند شرح توضیحی را كه در خصوص متن فوق دریافت كرده ام می آورم.
چشم سوم (نظر شخصی خودم) لاری . ای . جیلبرتهنگامی كه برای اولین بار دیدن با چشم سوم را تجربه می كردم وقتی بود كه "ر ُن" این تكنیك را به من می آموخت. این اولین باری بود كه آگاهانه دست به چنین كاری می زدم. آنچه را كه می دیدم به سان سایه ای بود كه روی صورت آن شخص افتاده بود. و موقعی توانستم ببینم كه سعی نكردم تمركز شدید داشته باشم و واقعاً بدون انتظار چندانی باز و پذیرا بودم. ابتدا چهره او چنان می نمود كه عینكی بر چشم دارد (گر چه عینك نداشت) و چنان می نمود كه گوئی یك استاد دانشگاه است. این مرا بیاد تصاویری انداخت كه از اساتید انگلیسی احتمالاً از سال 1930 دیده بودم. همچنین روی پیشانی خود احساس فشار كمی داشتم و بسیار احساس خواب آلودگی داشتم. سپس دیدم كه چهره او به چهره یك شیر تبدیل شد. تصویر شبیه آن بود كه سایه سر یك شیر روی صورت "ر ُن" افتاده باشد.حدود یك ماه بعد در جلسه ای بودم كه خانمی بنام "پائولا پترسون" حضور داشت و من اغلب در سمینارها و جلسات روحی او شركت می كـــردم و او در آن جلسه مشغول ارتباط با موجودی شد كه می گفت یكی از افراد قوم باستانی مایا می باشد. بسیار برای من جالب توجه بود زیرا می توانستم واقعاً ببینم (دیدن با چشم سوم). این موجود بر تمامی بدن او بسان سایه ای پدیدار گشته بود. كه به نظر من شبیه یكی از جادوگران قوم مایا بود. من این سایه ها را موقعی كه خود مشغول ارتباطروحی بودم نیز مشاهده كرده ام. موقعیكه چیزی را ضمن ارتباط با من نشان می دادند هاله ها و چیزهای دیگری را در اطراف بدن افراد دیده ام. هنگامی كه ادراك من پذیرای تجربه ام بود معمولاً نوری سفید رنگ را اطراف بدن آن شخص دیده ام. یكی دو بار هم رنگهائی در هاله مشاهده كرده ام.ً بسیار متعجب می شوم از اینكه تمــركـزم را از دســت می دهم، لیكن بدست آوردن دوباره تمركز چندان مشكل نیست. من هنوز نتوانسته ام چهره موجوداتی را ببینم كه در دید چشم سوم من "روشن" باشند. لیكن این كار را بطور آگاهانه فقط به مدت یك ماه است كه انجام می دهم و مطمئن هستم كه با تمرین بیشتر و با رها ساختن عقاید محدود كننده می توانم چیزهای بیشتری را ببینم. چیزی كه آموخته ام این است كه حالتی كاملاً وانهاده و تا حدودی مدیتیشنی در امواج مغزی چگونه اتفاق می افتد. فركانسهای مغز كمتر می شوند و از حالت خواب و بیداری بتا به آلفا كاهش پیدا می كنند و موقعی كه شما به این حالت می رسید كه بین خواب و بیداری هستید. مغز شما در وضعیت تتا قرار می گیرد كه نسبت به حالتهای دیگر بسیار پذیراتر می باشد.وقتی شما وقتی در حالت بتا هستید چیزی را ادراك نمی كنید. رویای روشن دیدن چیزی است كه در وضعیت تتا اتفاق می افتد. برای اكثر ما دست یافتن به طول موج مغزی تتا نسبتاً مشكل می باشد؛ زیرا در فرهنگ غربی تمرین لازم برای این كار را زیاد انجام نمی دهیم. زیرا آن را "واقعی" ندانسته و بیشتر یك حالت رویائی می پنداریم نه "واقعیت". به عقیده من جامعه غربی در این خصوص اشتباه می كند. هر گونه تجربه ای را كه شخص دریافت كند برای او واقعی است. اهمیتی ندارد كه آن تجربه در قلمرو ادراك فیزیكی ما باشد یا نباشد.حالت تتا دروازه ورود به قلمروهای دیگر واقعیت می باشد. هر گاه امواج مغز در فركانس تتا ( و نیز تا حدودی در آلفا) باشد، دیدن با چشم سوم به آسانی امكان پذیر می گردد.فكر می كنم موقعی كه سایه ها را می دیدم در وضعیت آلفا بودم و می دیدم كه آن سایه ها روی بدن ر ُنrlm; و پائولا افتاده بودند. در آن موقع در حالت وانهاده و پذیرا قرار داشتم. فكر می كنم وقتی به حالت تتا رفتم احساس خواب آلودگی كردم و چیزی را در اطراف صورت ر ُن دیدم اما خیلی زود آن را از دست دادم، زیرا نتوانستم خود را در آن حالت نگاه دارم. گاهی اوقات هم بیاد آوردن آنجا كه در آن حالت تجربه كرده اید مشكل می باشد. زیرا این حالت ما را با قسمتی از ناخودآگاهی مرتبط می سازد كه بسیاری از مردم هنوز آن را در حالت آگاهی درك نكرده اند.راهكاری را اخیراً كشف كرده ام كه می توانید تمرین كرده و خود را به حالت تتا ببرید كه جایگزین انظباط مدیتیشنی می باشد (من در حالت مدی تیشن با مشكل روبرو می شوم) . آن راهكار این است كه به موسیقی گوش كنید كه فركانس آن هماهنگ با فركانس امواج بتا باشد. سپس وقتی كه به آن موسیقی گوش كرده و وانهاده شدید، مغز شما رفته رفته وارد حالت تتا می گرددكه این حالت از طریق فرایندی به نام سرگرمی ایجاد می گردد. طرز كار این موسیقی بدین گونه است كه نُتها را یك در میان بنوازیم تا حالت وانهادگی را در ما ایجاد كند. (مطالب بیشتری در این خصوص وجود دارد كه مربوط به علم فیزیك و آهنگ سازی می باشد و من وارد آن نمیشوم. كتب فراوانی در این خصوص نوشته شده است.)ضربه های تبّتی و كریستال كوارتز می توانند نوعی از آهنگ را ایجاد كنند كه حالت امواج مغزی شما را تغییر دهند. من نواری دارم كه برخی از این آهنگها و صداهای طبیعی روی آن ضبط شده و مغز را به حالت تتا می رساند. تجربه كاملاً جالب است. این نوار را نوار "تنظیم امواج مغزی" می نامند و در فروشگاههای موسیقی وجود دارد.
ما را در سایت اسرار کاوش دنبال میکنید
برچسب: توضیحات در مورد تلگرام,توضیحات در مورد رشته معماری,توضیحات در مورد ps4,توضیحات در مورد بازی پوکمون گو,توضیحات در مورد رشته حسابداری,توضیحات در مورد رشته های دانشگاهی,توضیحات در مورد شهاب سنگ,توضیحات در مورد کارنامه کنکور,توضیحات در مورد رشته مدیریت خانواده,توضیحات در مورد بیمه عمر, نویسنده: بازدید: 141